فرج خواندیم , باشد جمکرانت جایمان شاید بگیرد رنگ و بوی تو کمی دنیایمان شاید برای تو چراغان کرده ایم این شهر را امشب به چشم تو نیاید زشت بودن هایمان شاید اگر ما مردگان احیا گرفتیم از تو میخوانیم امیدی هست نام تو کند احیایمان شاید از این هیئت به آن هئیت به دنبال تو میگردیم نمیدانم ... رسیده محضر تو پایمان ؟ شاید ... به جان مادرت زهرا من امشب توبه خواهم کرد چه دیدی ، شد ظهور تو همین فردایمان شد
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم
در عرش صدای «اِرجعی» پیچیده است
یا «ایتها النفس» بیا برگردیم
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
از باغ نشسته در خزان آقا جان
حرفی بزن و کمی بخوان آقا جان
زهرا به زمین خورد و علی را بردند
این جمعه خودت را برسان آقا جان
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور
برچسب:
نویسنده: نگار اسدیپور